شعرهای کودکانه
من یه گلم من یه گلم ببین ببین چه خوشگلم
من که یه گل نبودم فقط یه دونه بودم
یه بچه نازنین منو گذاشت تو زمین
بارون اومد آبم داد
خورشید اومد نورم داد
بهار اومد قد کشیدم
شادی گلها رو دیدم
اگه منو ببینی نکنه منو بچینی
جوجه جوجه طلایی نوکت سرخ وحنایی
تخم خود را شکستی چگونه بیرون جستی
گفتا جایم تنگ بود دیوارش از سنگ بود
نه پنجره نه درداشت نه کس زمن خبر داش
دادم به خود یه تکان مثل رستم قهرمان
تخم خودرا شکستم اینجوری بیرون جست
یه خروس چاقو چله نشسته روی پله
پراش چقدر قشنگه قشنگو رنگارنگه
قوقولی قوقوش قوقولی قوقوش بلنده بالهاشو هی وامیکنه میبنده
یه تاج داره رو کله اش ناخن داره رو پنچه اش
چشمهای ریزی داره خورشید که میره تو خونه
خروسه دلش میگیره
.gif)
بخاریم بخاری
دستتو رو من نزاری
وقتی که داغ داغم
روشن میشه چراغم
یه وقت نیای سراغم
.gif)
خرگوش من چه نازه گوشاش چقدر درازه مثل بخاری گرمه
چه خوشگلو چه نرمه دستاشو پیش میاره به روی هم میزاره میخوره برگ کاهو میپره مثل آهو
تو دستای مامانم پیاز تند وتیزه با چاقو روش میزنه تا بشه ریزه میزه چرا مامان گریه کرد
شاید دلش میسوزه برای اون پیازه
.gif)
آقا موشه، ای شکموی دله
دیدی افتاد آخر دمت لای تله
حالا چشمات از کاسه در اومده
شکسته پات عمرت به سر اومده
چطور بوی گردو رو از یه فرسخی شنیدی
اون تله گنده رو تو یک قدمی ندیدی
آخه زبون بسته مگه تو چشم و گوش نداشتی
همین شکمو داشتی و فکر و عقل و هوش نداشتی
یادته یک شب تا صبح نذاشتی من بخوابم
رفته بودی تو گنجم رو دفتر و کتابم
هی بازی کردی چیغ زدی رو کاغذام دویدی
دفتر پاکنویس انشای منو جویدی
دسته گلی تو آب دادی، من خجالت کشیدم
مزه این بیمزگی رو فردا من چشیدم
آقا موشه، ای شکموی دله
دیدی افتاد آخر دمت لای تله
حالا چشمات از کاسه در اومده
شکسته پات عمرت به سر اومده


شعرهای کودکانه 
